عشق
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-* کدوم عشق اصلا نگاه کن عشقتو تو کدوم هفت
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-* هفت طبقه ی آسمون مینویسن اگه پیدا نکردی
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-* اون اسمش عشق نیست پس نگو رو پیشونیه
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-* عشق نچسبون عشق عشقه عشق پاکه!!!!!
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*_____
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0 باز باران٬با ترانه
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0 می خورد بر بام خانه
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0 خانه ام کو؟خانه ات کو؟
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0 آن دل دیوانه ات کو؟
_________*-:¦:-*____0♥ 0
____________,*-:¦:-* روزهای کودکی کو؟
______________,*-:¦:-*
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*-:¦:-* فصل خوب سادگی کو؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-* یادت آید روز باران
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-* گردش یک روز دیرین؟
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*پس چه شد دیگر٬کجا رفت؟
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*خاطرات خوب و شیرین...
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*_____
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0 در پس آن کوی بن بست
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0 در دل تو٬آرزو هست؟
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0 کودک خوشحال دیروز
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0 غرق در غم های امروز...
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-* یاد باران رفته از یاد
_______________,*-:¦:-*
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*-:¦:-*آرزوها رفته بر باد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-* باز باران٬باز باران
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*می خورد بر بام خانه
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*بی ترانه٬بی بهانه
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*شایدم٬گم کرده خانه..
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*_____,
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
____________,*-:¦:-*
_____________,*-:¦:-*
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*-:¦:-*
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
برچسبها:
روزی مجنون از روی سجاده شخصی رد شد!
مرد نماز را شکست و گفت: مردک درحال راز و نیاز با خدا بودم تو چگونه این رشته را بریدی…؟!
مجنون لبخندی زد و گفت: من عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم تو چگونه عاشق خدایی و مرا دیدی….!؟!
برچسبها:

به وبلاگ خودتون خوش اومدین 
به دلیل به روز بودن سایت از همه جا دیدن کنید
اگه میخواین به وبتون سر بزنم ولینک کنم 
وب منو تو وبتون لینک کنین آدرس وبتونو تو متن نظری که میدین برام بفرستین
با گوگل وارد نشوید فقط اینترنتInternet Explorer
برچسبها:
استاد:عشق چیست؟
هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از
بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا ۳ روز بود باکسی حرف
نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و…
گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

برچسبها:
پسری دختر زیبایی را دید.شیفتش شد.چندساعتی باهم توخیابون قدم میزدن که یهویه بنزگرون قیمت جلوی پاشون ترمززد.دختره به پسره گفت:خوشگذشت ولی نمیتونم همیشه پیاده راه برم بای.نشست توی ماشین راننده بهش گفت:خانم
ببخشیدمن راننده این آقاهستم لطفاپیاده شید.

برچسبها:










سلام من سینا هستم یه پسر جنوبی دوست ندارم هویتم مجهول بمونه
من یه پسر تقریبا پولدار جنوبی هستم حالا میخوام داستان زندگیمو براتون
بگم من پسری بودم فوق العاده مغرور چون بخاطر وضعیت اقتصادی که
داشتیم باعث شده بود بیش از حد مغرور بشم و از بچگی همینطور بار
اومده بودم مغرور و لجباز هیچوقت تو زندگیم فک نمی کردم عاشق بشم
چون اصلا به این چیزا اعتقاد نداشتم و اینا رو یه مشت خرافات میدونستم
فک میکردم اصلا عشق واقعی وجود نداره یه روز صبح زود از خواب پا شدم
و داشتم خودمو آماده میکردم برم دانشگاه که خواهرم گفت منو
میرسونی مدرسه خواهرم پیش دانشگاهی میخوند گفتم باشه میرسونمت
مسیرش باهام یکی بود رفتم سوار ماشین شدم خواهرمم سوار شد و راه
افتادیم خواهرمو رسوندم دم مدرسه پیاده شد ازش خداحافظی کردم
خواستم راه بیافتم برم که یه دختر خیلی...
برچسبها:










