تاريخ : شنبه 10 خرداد 1393 | 00:50 | نويسنده : loveday

 

 

tooptarinha






سحرگاهان که شبنم آینی از پاک بودن راب پاکش آرزو کردم برایت شاد بودن، شاد ماندن را

آرزو دارم دلت از غصه ها خالی شود**سهم تو از زندگی یک عمر خوشحالی شود.

ای دلبر با وفا هرشب دعایت میکنم

ماه من غصه نخور دنیا را بسپار به خدا ، هر دومون دعا کنیم توهم جدا منم جدا

کدامین شاحه گل را بخاطر مرامت تقدیمت کنم ، که وجودت عطر تمامی گلهاست

در سکوت دادگاه سرنوشت/عشق بر ما حکم سنگینی نوشت/گفته شد دلداده ها

از هم جدا وای بر این حکم و این قانون زشت

یک بوسه زلبهای تو در خواب گرفتم/گویی که گل از چهره مهتاب گرفتم/هرگز نتوانی

تو زمن دور بمانی/چون عکس تو را در دل خود قاب گرفتم.

ای همه دارو ندارم،ای تو ماه شب تارم،جز تو من کسی رو ندارم

امشب کجاست مهر درخشانم*بی ماه روی او شب من تارست

زندگی سوختن و ساختن است بی جهت تجربه اموختن است.

باید در مشکلات زندگی گاهی سکوت کرد، شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشه

بعد من با یاد من افسوس میماند بجا**در کلبه خاموش من افسوس میماند بجا

به جنگل سوخته خاطراتم سوگند ، درخت یادت را باغبان خواهم بود تا ابدیت.

تقدیم به انکه کنارم نیست،ولی حس بودنش به من شوف زیستن میدهد.



برچسب‌ها:
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران